سلام وقتی به این فکر میکنم چه قدر زود این ده سال گذشت و چه دغدغه ها و چه دوست داشتن های خنده داری داشتم به تکامل و بزرگ شدن تغییراتی درونی و ذهنی خودم پی می برم چرا خواسته ها و سقف ارزوهامون انقدر تغییر میکنن شاید به خاطر اینکه انگیزه ای باشه واسه تلاش بیشتر ولی اخه یعنی ادم باید کل زندگیشو در تلاش واسه رسیدن به ارزوهاش باشه اروزوهایی که چند سال بعد ممکنه خنده دار باشن پس کی زندگی کنیم کی به چیزی فکر نکنیم از درو برمون لذت ببریم که با ذهن خالیمون خلوت کنیم کی اسمون نگاه کنیم تو یه مقطعی به این فکر میکنم که خودم ازاد رها کنم و لی سیستم زندگی ادما روی زمین مصرف گرایی و اگه بخوای باهاشون زندگی کنی باید شبیهشون باشی اگه نباشی یا افسرده ای یا دیوانه و یا تنها از این سه حالت خارج نیست ولی مدل دوست داشتنی که باید ازش گذشت چون مجبوریم مثل خیلی چیزای دیگه که اجباری رهاشون کردیم رفتن جزوه ارزوهایی که تو صندوقچه خاک گرفته گوش ذهنمون دفن شده که اگه بخوای بازش کنی تلاش کنی به دستشون بیاری خیلی راحت بهشون میرسی ولی الان دیگه لذتی واست نداره چون راحت به دست میاد چون یه بعد دیگه که سیستم توذهنت کاشته مصرف گرایی این نوشته هم باشه واسه یادگار
ما را در سایت سینما؟؟؟هنر هفتم؟؟؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 97